یک سوال: به نظرتان آیا کی مراسم محاکمه ی هاشمی در درون ما تمام می شود؟ نکند طوری بشود که کل ساختار سیاسی معاصرمان را به صورت واکنشی در برابر توسعه ی زمان هاشمی شکل دهیم؟
در دوره ی خودش توسعه ی او را فاقد عدالت اجتماعی می دانستند. در دوران اصلاحات توسعه هاشمی را بی بهره از رشد سیاسی می دانستند. اکنون هم توسعه اش را توسعه ای انحصاری و برای خود می خوانند و محاکمه اش می کنند.
او هربار رنجیده تر، خسته تر و ضعیف تر پاسخ هایی ارائه می کند، اما باز هم خشم هیات منصــــــفه ی جدید فرو نمی نشیند. حتی امروزی ها برای توجیه خشمشان هاشمی ها ی جوان را نشانه می گیرند. اما چندان پیروز نیستند، زیرا هاشمی های جوان نه چندان در دیدرس اند و نه گناه واضـــح و قابل محاکـــــمه ای مرتکب شده اند. تنها جرمشان شراکت دراتهام آخری ست: اندوختن برای خود یا همان توسعه ی نفس خود.
هاشمی های جوان متهم اند که چرا وجود و توانشان را توسعه داده اند، رشـــــد کرده اند و فردیت و اصالت غیر قابل انکاری یافته اند، و هاشمی پیر متهم است که اصلا چرا گرایش به توسعه را رواج داده است.
آیا می توانیم بگوییم کلا پارادایم توسعه است که متهم می شود؟ و هاشمی به خاطر الحاق به مدرنیسم با این اتهامات مواجه شده است؟
می شود گفت توسعه موجب قربانی شدن توسعه گران در این مملکت می شود؟
آیا می توان یکی از دلایل این امر را بر اساس روانشناسی اجتماعی مردم ما توضیح داد:
ما در درون خود مدرنیسم را تمجید می کنیم و البته از اینکه گروهی مردم از مواهب توسعه بی بهره می مانند یا حتی آسیب می بینند احساس خشم می کنیم. پس برای آن که بتوانیم هم از مواهب توسعه بهره بگیریم و هم با عذاب وجدان جمعی مان کنار بیاییم، توسعه گران خود را محاکمه می کنیم، و این محاکمه را چندان کش می دهیم تا آســــودگی وجدان حاصل کنیم. با این دیـــــدگاه می توان گفت توسعه گرانی که توسعه ی پر موهبت تری را تسهیل کنند، چنان می شود که بر رنجش حذف شدگان از توسعه، تمرکز جمعی بیشتری روی می دهد و با آن ها همدردی بیشتری به عمل می آید. با همین استدلال معکوس، مردم توسعه گر را بیشتر به مظان اتهام و محاکمه ی وسیع جمعی می کشانند.
آیا محاکمه ی هاشمی تا زمانی طول خواهد کشید که همه محذوفان از توسعه ی زمان او به بهره مندان بپیوندند؟ آیا او در طی هشت سال آن هم بعد از جنگ می توانست همه مردم را با همه انتظاراتشان در زیر چتر توسعه جمع کند؟ توسعه گران آتی آیا برای گستردن این چتر بر سر همه ی مردم واقعا لازم است مرتب به بالا برنده ی این چتر بزرگ دشنام بگویند و همت و فکر او را کوتاه بشمرند که برای همه نفرات حاضر و غایب جامعه سایبان را نگسترانیده است ؟
توسعه ی هاشمی کوشید هسته ی توسعه را محکم بنا کند. شاید همین استحکام هسته است که موجب کندی در گسترش و خشم مدعیان امروزی توسعه می شود.
آدم از عاقبت توسعه گری می ترسد: دکتر فاوستوس خوش عاقبت ترینشان بود انگار!
با چه دل و جراتی اینچنین یکه تازی می کنند آن ها که خودشان در منصب توسعه گری هستند و بزودی در جریان مرسوم محاکمه ی جمعی در مرکز اتهام های بسیار بزرگ قرار می گیرند ...