تبليغاتX
سخن گاه - طنز ظریف و شور عمیق!

کوندرا در توصیف علاقه ای که به نثر و رمان در برابر شعر و تغزل دارد می گوید:

من از اینکه حکومت های وحشت دست به تغزل چهره ی خویش می زنند می ترسم. از شاعرانگی کلام در بیان حکومت های دیکتاتوری وحشت دارم. من این شاعرانگی کشـــنده را در دوران خفقان کمونیســـم تجربه کرده ام. من به قدرت توضیح و توصیف نثر از روزمرگی های ویران شده توسط این حکومت ها، بسیار بیشتر از زیبایی تغزلی آرمان ها و رویا های تزیین شده علاقه و ایمان دارم. (نقل به مضمون)

بر اساس همین شیوه ی استدلال، من به پوششی می نگرم که حکومت امـــــروز٬ را در خود پوشانده اســـت. به نظر من این پوشش، تغزل نیست، طنـــــز است. نوع خاصی از شوخ طبعی که در رفتار و کلام دولتمردان دیده می شود و درصدد القای اقتدار، کنترل و آگاهی متراکم و بی خدشه نسبت به همه وضعیت های پیشین و پیش روست.

شوخ طبعی کم ظرافتی که در لهجه ما یزدی ها سااااری خوانده می شود.

دیده اید آدم های ســـــاااار چه اعتماد بنفسی در مورد شوخی های خودشان دارند؟

دیده اید صبورترین و نجیب ترین آدم ها را به دقیقه ای عصبی می کنند؟

ما در زندگی روزمره با آدم های سااااری روبرو بوده ایم که یا بی نمکی شان ذاتی و مادرزادی بوده، و یا اینکه خانوادتا ساااار و بی مزه تشریف داشته اند. برای همین به اهمیت موضوع مهم سااااری بی توجهی کرده ایم.

امروزه روز سااااربازی استراتژی آقایان شده است. در مورد مخالفان، رقیبان، مردم، مجری های تلویزیون، خبرنگاران، و سران کشور های دیگر رسما ساااارگری و لودگی می کنند. همه مخاطبان هم لبخند زورکی ای می زنند که ما سالهاست در برابر ساااارگری آدم های ظاهرا مهم این شیوه لبخند را تمرین کرده ایم.

به نظرم دو چیز باطل السحر این طنز بی ظرافت و بی نمک، که حربه ی آقایان شده می تواند باشد:

یکی طنز واقعی و ظریف .... و دیگری شور! 

در مورد اولی: آدم های ساااار خودشان مضمون طنز تلخ بزرگی اند، و اتفاقا کاملا از اینکه بشنوند در موردشان مضمون ظریفی کوک شده خشمگین می شوند. زیرا طنز ظریف را نمی فهمند  و معنای خنده ی دیگران را در نمی یابند. ما چهار سال با انتشار طنز های ظریف و خوش ساخت آن ها را عصبانی کرده ایم. گمان کنم  اگر اکثر طنز های ما هم ساااار بود مشکل حادی با آن نداشتند، آنچه حرصشان را در می آورد ظرافت و زیبایی ای بود که هم بروشنی نمی فهمیدند و هم از آن بی بهره بودند.

مورد دوم، شور: تجسم شور آن لحظه ای بود که مهندس روکرد به دوربین و گفت ما با پدیده ای روبرو هستیم که ...

یا لحظه ای که با مجری ناعادل به صراحت مخالفت کرد. یا این شور سبزی که برخاست و برمی خیزد.

رسانه هایشان سعی می کنند شور را مخالف عقلانیت نشان دهند. بزرگتر ها نصیحتمان می کنند که شور اعصاب و جسم آدم را از پا در می آورد. یا اینکه شــــور آدم را به بیهودگی بر باد ســــتم می دهد. کلا شور غیر عقلانی و غیر منطقی است.

شاید همه این حرفها و نصایح درست بود اگر این لایه ی کدر و کثیف طنز را بر کار هایشان نمی کشیدند. ما چهار سال سااااری شان را با طنز به چالش کشیدیم. مدتی هم با شور بی رنگش می کنیم.

فلذا من معتقدم آدم ساااار و دولت ساااار را با کمک دو حربه می توان ساکت کرد: طنز ظریف و شور عمیق!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 22:22  توسط مهناز سپهری  |