با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم.
بخشی از نامه اکبر هاشمی رفسنجانی به سیدعلی خامنه ای – دو روز پیش از انتخابات
***
همان روز انتشــــــار این نامه، فردی می گفت: بابا ســـــینه ســــوزان کجا بود! جوابش دادم. همین جا! یکی ش همین سینه من!!
امروز سوز این سینه چنان شده که آتش از آن به زبانم٬ زبانه می کشد. پس گاو پیشانی سفید ما "سخن گاه" تا اطلاع ثانوی تعطـــــیل. تارنگار (وبلاگ) دیگری به راه انداخته ام که نشانی اش به طور خصوصی به دوستان اطلاع داده خواهد شد. البته این٬ تصمیم شخصی من است. شاید نویسنده دیگر "سخن گاه" نوشتن را همین جا ادامه دهد.
صبح وصـــــــل از افق مهر برآید روزی این شب تیره هجران به سرآید روزی