
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظههای جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمیمانی ای مانده بی من
تو را میسپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
***
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایهسار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
این دو سه روز گفتگوهایی می کردم برای تشکیل ستاد جوانان نسیم 88 یزد. اما هنوز با همه آنهایی که تصمیم گفتگو با آنها را داشتم صحبت نکرده بودم که تقریبا از ادامه کار منصرف شدم.
کســــانی را در ذهنم گلچین کرده بودم که روحیه و مشــی معتـــــــدل و متعادلی داشته باشند و به قول سیاسی ها به نوعی اصولگرای اصلاح طلب باشند. یا شاید هم نه آنچنان اصولگرا و نه چندان اصلاح طلب!
هنوز با همه شان صحبت نکرده بودم که به این نتیجه رسیدم که این افراد با آن روحیه ای که گفتم، قرار نیست فعالیت سیاسی جدی ای در پیش گیرند. یا دست کم آن افرادی که مورد نظر من بودند، اهلش نیستند.
علی الحساب فقط خودم ادامه می دهم. آن هم تنها در فضای مجازی و با فعال کردن وبلاگ نسیم 88 یزد.
تا چـه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
کاندیداتوری مهندس موسوی قطعی شده و به زودی اعلام خواهد شد.
مذاکراتی را با بعضـــــي دوستان درباره فعالیت های ستادی شروع کرده ام. اولین انتخاباتی است که تصمیم گرفته ام فعال باشم.
اگر جدی شد خبــــــــرهایش را می نویســــم. فعـــــلا در بلاگفا جا گرفته ایم تا ببینیم چه پیش آید:
امروز اعلام شد رئیس مجلس شورای اسلامی برای حمایت از عمرالبشیر به سودان می رود. دادگاه لاهه به جرم جنایت جنگی، حکم بازداشت او را صادر کرده.
نزدیکترین دوستم وقتی شنید، با اندوهی شدید می گفت با تمام وجود احساس خجالت می کنم ...
نمی دانم چرا برای مدتی _ البته کوتاه _ نظرم نسبت به لاریجانی مثبت شده بود. به زعم من هاشمی، ناطق و کروبی، هریک برای خود کسی بودند و در دوره ریاستشان بر مجلس، شان و استقلال مجلس را در حد قابل قبولی حفظ کردند. کاری که حدادعادل نکرد و مجلس را تابع دولت کرد و من گمان داشتم لاریجانی٬ رئیس بهتری است، و مجلس را دوباره زنده می کند. اگر رای فرمایشی کمیسیون تلفیق به لایحه هدفمند کردن یارانه ها، در صحن علنی هم تصویب شود، و لاریجانی نتواند جلوی لابی های شدیدی که در جریان است را بگیرد، اطمینانم کامل می شود که کاملا اشتباه می کردم. ضمن اینکه این سفر لاریجانی، بعد از ماجرای معتاد خطاب کردن فردی که جلوی مجلس خودسوزی کرده بود، دومین کاری است که آدم با خود می گوید: ... شاید اگر حداد بود نمی کرد.
این روزها، با وجود آنکه بعضی از اصولگرایان تفرقه شدید را در میان اصلاح طلبان جار می زنند، بعضی سایتها و نشریات هـــــــــــوادار دولت نهم، برای توصــیه و ترغیب اصولگرایان به اجماع فوری و حتمــــــی بر احمدی نژاد، ادعا می کنند اصلاح طلبان در دقیقه نود انتخابات، ائتلاف می کنند و اجماعشان اگر در مقابل تک کاندیدای اصولگرا ( که همان احمدی نژاد باشد) قرار نگیرد، مقرون پیروزی خواهد بود، و نباید گذاشت چنین سناریویی اجرا شود.
اما به نظر می رسد این ادعا، صرفا برای اهداف ائتلافی خودشان مطرح می شود و بهره چندانی از واقعیت ندارد. گرچه در این سو نیز بعضی افراد خوش بین و آرمانگرا که باور نمی کنند، حضرات اصلاح طلب حتی از انتخابات نهم هم درس نگرفته باشند، گمان می کنند که در نهایت٬ کاندیدای واحد اصلاح طلب در معرض انتخاب مردم قرار می گیرد و لاجرم پیروز هم خواهد بود.
بعضی دیگر نیز که با واقعیت های عرصه سیاست آشناترند، می دانند که حتی اگر اشخاص مذکور (خاتمی و موسوی و کروبی) هم بخواهند چنین ترفندهایی به کار برند، اعوان و انصارشان با قوت در برابرشان می ایستند و عملا نخواهند گذاشت چنین شود.
باری؛ با وجود اینکه بنده نیـــز به همین گمــانم که احتمال اجماع و حتی رسیدن ســـه کاندیدا به دو کاندیدا (البته در صورت ثبت نام نهایی مهندس موسوی) کم است، اما تنها طرحی را که به گمان خود برای پیروزی بر احمدی نژاد می توان به کار بست، شرح می دهم:
سید محمد خاتمی که فعلا در صحنه حضور نیمه فعالی دارد، به طور کامل فعال شود. مطلقا از کنار رفتن سخنی نگوید و حتی اگر شایعاتی هم بود، خودش و سخنگو و اطرافیانش به شدت تکذیب کنند. و تمام انرژی و توان خود را برای جذب و جلب توجه و رای مردم به کار گیرد.
مهندس موسوی هم البته فعال شود و بســـیار بیش از این با توده مردم در ارتباط باشد و خود را به نسل جوان (که این روزها بیش از پیش به چشم دیده ام که تا چه حد نمی شناسندش) معرفی کند. و آنقدر حضورش را پررنگ کند که صـــداوســـیما مجبـــور شود قبل از آغاز رسمی تبلیغات، بایکوت صوتی و تصویری اش را بشکند، و پس از 20سال، صدا و تصویرش به مردم برسد ( که این نکته آخری بسیار مهم و تعیین کننده است).
این مرحله حدود ده هفته طول می کشد.
ابتدا خاتمی ثبت نام می کند، اما در نطق هنگام ثبت نام، ذهن ها را نسبت به تصمیم چند روز بعدش آماده می کند.
مهندس موسوی، یکی دو روز پس از خاتمی ثبت نام می کند و چند روز بعد خاتمی و موسوی در یک نشست خبری مشترک، اعلام می کنند که از میان آن دو، موسوی در صحنه انتخابات حاضر می شود.
از همان لحظه، خاتمی حمایت کامل و قاطع خود را از موسـوی آغاز می کند و در سـفر به ســراســر کشور (چون دیگر رسما کاندیدا نیست) با توضیح و تاکید فراوان، یاران و هواداران خود را به موسوی ارجاع می دهد. و ضمن دفاع از خود و دولت سابقش، موسوی را مدیری مسلط به شرایط روز و کارآمد معرفی می کند که در حد خـــود او _ و حتی بهتـــر _ می تواند کشــور را اداره کند. ( ذکر این نکته آخری نیز از سوی خاتمی بســـیار تعیین کننده است و در گرایش کسانی که به او متمایل اند، به سوی موسوی، موثر خواهد بود)
با این اوصاف، شـــاید مهدی کروبی نیز دست از اصــــرار برای حضور بردارد و به این اجماع بپیوندد. اگر هم چنین نشود، به تقسیم آراء و جلوگیری از پیروزی احمدی نژاد در دور اول کمک می کند.

در چنین حالتی، مهندس موســـوی به همراه احمـــــدی نژاد ( که بی شک رای اول را می آورد) به دور دوم می رود، و احتمال پیروزی افزایش می یابد. البتـــه اگر کار احمـــدی نژاد در دور اول یکســـره نشود و حکومتش 4سال دیگر تمدید نگردد.
این بار هم، بسیاری از چهره های اصلاح طلب بی جهت توهم پیروزی دارند، و نمی فهمند شکست دادن احمدی نژاد در انتخاباتی که خودش دارد برگزار می کند ( از هر لحاظ! ) چه قـــدر سخت است.
گمان می کنند خاتمــــی یک دستگاه مغناطیسی رای رباســـت و از زیر باران تهمـــت های راست و دروغ و شبانه روزی و موثر حریف، به سلامت می گذرد.
اگر بنا را بر شرایط فعلی بگذاریم و حواسمان به انواع فعالیت ها و تشبثات هواداران دولت باشد، یاس به کلی بر انسان چیره می شود. اما
زان پیش که دست و پا فروبنــدد مرگ
آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم؟!
از وقتی با حضرات موسوم به روشــنفکر دینی آشنا شدم، بعضی برایم جاذبه و بعضی دیگر دافعه داشتند. دکتر سروش که سالها فرمت فکر دینی ام را شکل داد و حسابش جداست. گرچه همیشه نقدهایی به مغالطه هایش و نیز بداخلاقی ها و بدگویی ها و تکبرش( بویژه در این سالها) داشته ام، اما در حکم معلم کلاس دوم خود می دانمش. از او که گذشت ( که رتبــه اول در حجــــم واردات ذهنی ام از سوی اوست) استاد مطهری در حکم معلم کلاس اول من است، در مدرسه دین آموزی. او را نیز بسیار عزیز می دارم، باز هم درعین اختلافات و انتقاداتی که هست. حتی یکباری که در عمرم به شهر قم وارد شده ام ( چون در راه تهران بارها از کنارش می گذریم!) بر مزار او حال خوشی داشتم که کنار مرقد خود حضرت فاطمه معصومه نداشتم. گویی حی و حاضر، ایستاده بود و مرا به گرمی پذیرفت.
از دیگران، _شریعتی و ملکیان و مجتهد و طباطبایی و کدیور و آقاجری و ... _ به هیچکدام علاقه چندانی نداشته و ندارم و نزدیک هم نشده ام. و چنانکه پیداست هنوز محصل کلاس دوم ام!
حتی از همان سالهای 80 و 81، از هاشم آقاجری که فتنه به پا کرد خوشم نمی آمد و ادا و اصولش را و تقلید بی حد و مرزش را از شریعتی، حتی در لحن و لهجه، نمی پسندیدم. چنان که دوباره هم در شرایط حساس فعلی، گزک دست آقایان داده و افاضاتی اضافه کرده است.
اما محمـد مجتهـــــــد شبســـتری، فردی خودساخته و مستقل و متفکــــری متین و نجیب اســت که صبغه ذهنی اش علمی است٬ نه سیاسی. و در ماجرای اخیر بعضی مانند سوزاندن هیزم تر و خشـک، دارند با هاشم آقاجـــــری می سوزانندش.
سایت تابناک، هم مشروح و هم لب مطلب را آورده:
قضاوت با خودتان
گر مثل کـریم خان زندی٬ مردی!!! گر موی ســـــبیل برنکندی٬ مردی
مردی نبود بســـتن دست رقـــــبا گر سایت رقیب خود نبندی٬ مردی