تبليغاتX
سخن گاه

بالاخره یه کار عقب مونده رو امروز انجام دادم. خوب شد. احساس کسانی رو دارم که تجدید فراش کردن! خداییش هم می چسبه!!

ازدواج ۲۵ تیری ما٬ ۱۲ دی ماه ثبت محضری شد. مبارک است!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 20:8  توسط عابس مکی  | 

نمی دونم چرا امشب دلم می خواد بنویسم. هیچ حرف خاصی ندارم. نکته ای٬ تیکه ای! هیچی. ولی خواستم یه چیزی نوشته باشم. شاید برای اینکه هرکه خوند بدونه هنوز هستم! شاید هم برای اینکه خودم اینو بدونم.

روزگار کم و بیش بر وفق مراد داره می گذره و از بخت و از روزگار هم! باید شکر داشت. من هم کلی دارم. شاید هم برای همین حرف چندانی ندارم. عادت کرده بودم کـِـرکـِـر کنم ـ به قول همشهریان گرامی ـ و حالا کرکر چندانی ندارم.

کامپیوتر رو عمدا تا حالا درست نکردم که اعتیاد روزی چار پنج ساعت اینترنت٬ ترک بشه. گمان کنم دیگه بس باشه. همین روزا روبه راهش می کنم.

اگه راه افتاد دوباره می نویسم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:5  توسط عابس مکی  |