تبليغاتX
سخن گاه

مدتیه کامپیوتر ندارم. یعنی با کامپیوترم امکان اتصال به شبکه ندارم و می بینید که نمی نویسم.

امروز بالاخره تحریکات انتخاباتی تلویزیون روی بنده هم اثر کرد. من که دائم در کار بررسی و آنالیز روشهاشون بودم هم امروز در مقابل یک محرک منطقی و یک محرک احساسی تاب نیاوردم و تصمیم گرفتم ۲۴ آذر٬ رای بدم. اون هم برای هردو صندوق!

منطقی ش این بود که آقای خـامنه ای داشت جایی سخنرانی می کرد و گفت:" اگر شما به اون کسانی که می خواهید و می پسندید رای ندید٬ کسانی که نمی خواهید و نمی پسندید رای خوای خواهند آورد. بالاخره یکی انتخاب میشه دیگه! رای خودتون رو بیارید در میدان." این حرف برای هرکسی مصداقی داره٬ از اونائیکه می پسنده و کسانیکه نمی خوادشون. ولی نتیجه ای که از اون مقدمه گرفته میشه٬ نتیجه درست و تجربه شده ایه.

احساسی ش هم این بود که شبکه ۴ صدای پرشکوه محمد نوری رو با تصاویر شخصیت های بزرگ معاصر پخش می کرد و استاد نوری می خوند:

ما برای  آنکه ایــــران  خانه خوبان شود       رنـج دوران برده ایم٬ رنـج دوران برده ایم

ما برای  آنکه ایــــران  گوهری تابان شود    خون دلها خورده ایم٬ خون دلها خورده ایم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 14:36  توسط عابس مکی  | 

 

بی پرده و بی مقدمه: عکس های خندان خاتمی دوباره شده طعمه٬ برای شکار رای مردم.

حالم به هم می خوره ... . ده سال عقبگرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 16:8  توسط عابس مکی  | 

 

از زمان قدیم و ندیم تا همین الآن٬ چنین بوده است که اگر محتسب٬ راه بر ظریفی که بار شیشه بر استر نهاده بوده و داشته می رفته٬ می گرفته و با چوبدستش به آن می زده و می گفته: هی! بگو ببینم:بارت چیست؟!!

جوابش این می شده که: اگه یکی دیگه اونورش هم بزنی٬ هیچی!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 16:15  توسط عابس مکی  |