گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطـــــره باران ما گوهـــــــر یکــدانه شــد
روز ولادت حضرت فاطمه(س) سید محمد خاتمی٬ عقد ازدواج من و همسرم(مهناز سپهری) را بست.
راستش در تكاپوي تمهيد مهمترين رويداد زندگي ام هستم. پس حق دارم چندان فرصت و فراغت وبلاگ نوشتن نداشته باشم٬ نه؟!.!
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یارب ببــــــــینم آن را در گــــــردنت حمـــــــــــایل
دكتر عماد افروغ نماينده مردم تهران در مجلس است. راه يافته هم نيست! آدم حسابي ست. يادم هست اولين بار كه با او آشنا شدم، سال ۷۸ و در ماجراي نشريه دانشجويي "موج" بود و داستان توهين به امام زمان و هياهويي كه برپا كرده بودند و او مهمان گفتگوي ويژه خبري شبكه دو بود و حرفهاي خيلي منطقي، رک و همه جانبه اي زد و از آن به بعد پيگير اخبارش شدم. معلوم هم بود كه به سرعت وارد سياست مي شود. آن زمان فقط استاد جامعه شناسي بود به گمانم در دانشگاه علامه.
مواضع اين آقا در مجلس در طول اين دو سال و خصوصا بعد از رياست جمهوري احمدي نژاد، تاحدودي خوب و منصفانه بوده، ولي هميشه يكي بر نعل و يكي بر ميخ زده كه اين كار با آزادگي و صراحت آن روزهايش نمي خواند.
به تازه گي به بركت همراهی نکردن کامل با يك عده آدم كوتاه فكر، دارد زير سوال مي رود كه چرا در شمال٬ خانه 400 ـ300 متري دارد، و چرا در خانه اش ماهواره دارد و چرا ...
كم نبود وقتهايي كه حرفهاي همين آدمهاي بي بر چشم _ به قول همشهريان معزز _ را منظم و تئوريزه مي كرد و غلمبه سلمبه به خورد مردم مي داد و بعضي وقت ها پيش هم مي برد و اجرايي هم مي كرد. خوب است حالا كه دود گند آلودشان دارد به چشم خودش هم مي رود، دست از وكيل بازي بردارد و همان افروغ صاف و صوف قديم شود. افروغي كه حسابي حزب اللهي اما كاملا واقع نگر بود و علم و بالاتر از علم، شعور ذاتي فهميدن جامعه را داشت. و خيلي حرفهاي مهمل را تنها به اقتضاي منافع سياسي و گروهي نمي زد.
عشق من گويا كم جان شده بود!
امشب از نور رخ ماهت، جانش دادم.
ترس و ترديد، در اين عاشق ديوانه فراوان شده بود!
امشب از پرتو فرزانگي ات، ماه، امانش دادم.
شبح "كلبه عشق"ي كه به شوقش مي تاخت
از غم تاول و پاي آبله زندان شده بود!!!
من تورا يادش آوردم و انگار جهانش دادم.
"چشم" من باز و حجاب از رخ "ماه" تو به دور
تا ابد ايدون باد.
قبل از غروب ميدان ميرچقماق بودم. با يك توريست دانماركي هم صحبت شدم. چيزهايي درباره اســلام و ايران و يزد پرسيد. از جمله، خيلي جـــدي پرسيد: مســجدجامع يزد و بقيه جاهاي همين مسجد و ميدان را كه مي ساختند، تو يادت هست؟!!!
به نظرم قســـمت هاي زايدي كه دارند به دو طرف بناي كهـــن، زيبا و باشــكوه تكيه اميرچقماق اضافه مي كنند از هر جهت افتضاح است. از همه بدتر اينكه اعتبار تاريخي همه بناهاي يزد و حتي ايران را مخدوش مي كند.
كاش لااقل اينقدر لفتش نمي دادند...